روزهای بارانی

سلام
توی روزهای بارونی (مثل امروز) از آدمهایی که چتر دستشونه و بازم از زیر سایه بونها و جاهایی که سقف داره راه میرن متنفرم!
توی روزهای بارونی از آدمهایی که هر دقیقه نوکه چترشونو توی چشه 10 نفر میکنن متنفرم!
توی روزهای بارونی از آدمهایی که وقتی به مقصد میرسن بدون توجه چترشونو میتکونن و روزنامه آدمو خیس میکنن متنفرم!
توی روزهای بارونی از آدمهایی که با ماشینشون بقیه رو موش آب کشیده میکنن متنفرم!
توی روزهای بارونی از آدمهایی که سایه بونه مغازشونو جمع میکنن که خیس نشه متنفرم!
توی روزهای بارونی از آدمهایی که کنارم ایستادن و هی ساعت میپرسن متنفرم!
توی روزهای بارونی از راننده تاکسی های که به جای راندگی همش حواسشون به خیس شدن صندلی هاست متنفرم!
توی روزهای بارونی از منتظر موندن زیر بارون متنفرم!
کلا میشه گفت تویه روزهای بارونی از خیلی ها و خیلی چیزها متنفرم! :(


درباره این مطلب